May 27, 2010
برداشت 23: ماه تام و داستان ناتمام
"شبي در خواب و بيداري
بر مهتابي ياسگونام
ديدم دو بوتهي آويزان
كه در بر ميگرفتند رز عاشقي را
به چشم خويش ديدم
ارغواني گشت رز سفيد
افسوس كه
با نخستين بوسهي عشق
گلبرگهايش از آتش سوختند و
با درد ريختند.
كه گل نازك و شكنندهاي بود..."
فدريکو گارسيا لورکا - دوشيزه رزيتا
ترجمه فانوس بهاروند - انتشارات مینا
Labels: nostalgia, NWI, poetry, theatre
---------------oOo---------------
August 24, 2007
عشقه
عشق را از عَشَقه گرفتهاند و آن گياهيست كه در باغ پديد آيد در بن درخت، اول بيخ در زمين سخت كند، پس سربرآرد و خود را در درخت ميپيچد و همچنان ميرود تا جمله درخت را فرا گيرد و چنانش در شكنجه كند كه نم در ميان درخت نماند و هر غذا كه به واسطهي آب و هوا به درخت ميرسد به تاراج ميبرد تا آنگاه كه درخت خشك شود...
و چون اين شجرهي طيبه باليدن آغاز كند و نزديك كمال رسد، عشق از گوشهاي سر برآرد و خود را درو پيچد تا بجايي رسد كه هيچ نم بشريت در او نگذارد... و شايستهي آن شود كه در باغ الهي جاي گيرد...
شيخ شهاب الدين سهروردي
رسالة في حقيقة العشق
Labels: theatre
---------------oOo---------------